من


"دستم" را بگير
و مرا ببر به دور "دست" هايی که
در "دست رس " هيچ "دستی" نباشم ....


ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت پنجاه

سلام دوستای خوبم خوبید؟

داستان منم داره به آخرای خودش نزدیک میشه و حدود 10 قسمت دیگه یعنی دقیقا 10 قسمت دیگه باقی مونده

ممنون که تا اینجا همراهیم کردید 

دوستتون دارم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و نهم

سلام دومس های خودم

این پست امروز الانم میرم صبا نت تا فردا از خونه براتون پست بذارم

فردا همه ی کامنت ها رو تایید میکنم و جواب میدم

دوستتون دارم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و هشتم

سلام بچه ها اومدم

اینم یه قسمت جدید برای دومس ها خوف خودم

الانم میرم بخوام دارم بیهوش میشم

بای

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و هفتم

سلام دومس جوونی های خودم  
ببخشید که نیمیام و بهتون سر نمیزنم 

بابا من نت میخوام امروز هم دانشگاه بودم و الان کافی نت

بابا من معتاد شدم چیکارش کنم این اعتیاد رو هان؟

فردا هم دانشگاهم ولی دیگه پس فردا حضوری میرم صبا نت یه گل خوب پیدا میکنم به سرم میگیرم تا بتونم دوباره کنارتون باشم

اینم قسمت 47

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و ششم

سلام بچه های خوب امروز از کافی نت براتون میذارم

نمیدونم چرا شارژالکترونیک صبا اذیتم میکنه

دو بار شارژ کردم ولی پول کم نمیشه

فکر کنم باید حضوری برم

فعلا این قسمت رو داشته باشید

شرمنده که کامنت ها رو جواب نمیدم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و پنجم

سلام دومس جونی های خودم

شرمنده که نمیتونم جواب کامنت ها رو بدم آخه شارژ نت ام تموم شده و باید دوباره برم شارژش کنم الانم مجبورم از یک دومس کمک بگیرم و براتون قسمت جدید رو بذارم 

ولی حالم خوفه و امیدوارم حال شما هم خوف باشه

دوستتون دارم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و چهارم

نگاهی بهش کردم،خیلی آروم در حال رانندگی بود و فقط به جاده نگاه میکرد،به خودم گفتم:آخه چی تو اون جاده وجود داره که تو ولش نمیکنی
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و سوم

میخواستم این رویای شیرین رو بدون غرور و خودخواهی درست کنم،من باید موفق میشدم.
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و دوم

خواب میتونم بگم الان داستان کاملا روندش عوض میشه

حالا برید بخونید خودتون متوجه میشید...........

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهل و یکم

سلام دومس جووونی های خودم 

الان اومدم اینم قسمت اول...........

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت چهلم

فردای اون روز به تهران برگشتیم،طی سه چهار روز تونستم خونه و باغ رو روبراه کنم و دوباره نقاشی رو شروع کردم و برای اولین طرح بعد از چندین سال دوباره باغ رو کشیدم به یاد تابلویی بودم که به فرهاد هدیه دادم
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و نهم

سلام دوست جونی های خودم خوبید؟

تازه از دانشگاه اومدم دارم بیهوش میشم ببخشید که دیر شد

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و هشتم

سوشیانت داره تکلیف فرزاد مشخص میشه..................

اینم قسمت دوم امروز

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و هفتم

سلام بچه های خوب و ناز

شروع امروز.............

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و ششم

عصر دومس های خودم به خیر

قسمت دوم امروز

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و پنجم

سلام دومس جوووونی های خودم

قسمت اول امروز

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و چهارم

دو ماه بعد جرج ازدواج کرد،اونا واقعأ زوج خوبی هستند.
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و سوم

سلام دوست های خودم خوبید؟

اولین قسمت امروز شرمنده که وقت ندارم الان به نظراتتون جواب بدم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و دوم

قسمت دوم امروز.................
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی و یکم

دیر فهمیدم که جرج عاشق من شده حتی اون سفر یک ماهه هم برای کمتر فکر کردن به این موضوع بود ولی نتونسته کاری رو پیش ببره و برگشته تا کنارم باشه.
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت سی ام

قسمت سوم برای امروز
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و نهم

چند ماه بعد از برگشت دوره تمام شد ولی بیشتر از آنچه که احساس میکردم وابسته اون محیط شده بودم دوست داشتم زودتر عروسی سیامک و آنا رو ترتیب بدم.
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و هشتم

سلام

برای دومس جووووووونی خودم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و هفتم

صبح زود راهی شدیم و حوالی ساعت 10 بود که رسیدیم.چقدر دلتنگ بودم و تنها جایی که برام آرامش میآورد همین جا بود و من برای اینجا بودن حاضر بودم تمام زندگیم رو بدم
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و ششم

بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم و احساسم پیشنهاد آنا رو قبول کردم.

اولین بار بود که از سفری اینقدر متنفر بودم حتی بیشتر از سفرم به فرانسه.
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و پنجم

سلام بچه ها 

عید هم تموم شد و امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه

میریم سر داستان خودم

اینم قسمت جدید

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و چهارم(بر باد رفته, بر باد رفت)

سلام دوستای گلم

حالتون ؟احوالتون؟

گفتم قبل از رفتن به خوش گذرونی قسمت جدید رو بذارم

امیدوارم روز طبیعت(13 بدر خودمون) بهتون خوش بگذره

دوستتون دارم

ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و سوم

شروع کردم به سوال پرسیدن تا وقت رو بگذرونم و از جرج هم بیشتر بدونم
ادامه نوشته

رویای شیرین من--قسمت بیست و دوم(بر باد رفته)

کنار ساحل قدم میزدم که فرهاد اومد
ادامه نوشته